تنیسفا: چندی پیش به باشگاه باشکوه انقلاب رفتیم و در کنار زمین شماره ۱۰، با سعید احمدوند، سرمربی تیم ملی تنیس کشورمان به گفتوگو نشستیم. قسمت اول این مصاحبه، روز گذشته منتشر شد. در بخش دوم مصاحبه، سعید احمدوند از علل اهمیت دیویسکاپ در ایران، مشکلات اسپانسر بازیکنان، استفاده از بازیکنان دورگه، سطح مربیگری در کشور و پخش تلویزیونی تنیس صحبت کرد:
آقای احمدوند، چرا اساسا دیویسکاپ محور برنامههای تنیس ایران است؟ در سایر نقاط جهان اینطور نیست. در واقع بازیکنان در طول سال در تورهای جهانی شرکت میکنند و در برهههایی از فصل، مانند سایر تورنمنتهای هفتگی تنیس میآیند و برای تیم کشورشان در دیویس کاپ به میدان میروند و بعد هم به رویه قبل برمیگردنند. آیا کشورهای دیگر هم اردوهای بلند مدت اینچنینی برگزار میکنند؟
– ببینید الان تیم کویت کجاست؟ تمام اعضای تیم دیویسکاپ کویت در حال حاضر در تورنمنتهای فیوچرز اتریش مشغول رقابت هستند. پس حضور تیم ملی در مسابقات تدارکاتی ضروری است. همه جای دنیا دارند؛ به خصوص برای ما کشورهای آماتور. ولی باز هم دیویسکاپ همه چیز ما نیست. تیمهای نوجوانان زیر ۱۴ دارند کار میکنند؛ زیر ۱۶ سال، مربیاش تا چند وقت دیگر انتخاب میشود. زیر ۱۸ سال هم که دست خودم است و با تیم ملی تمرین میکنند. ویترین تنیس هر مملکت تیم دیویسکاپ آن است.
ولی اینطور نیست آقای احمدوند. برای خیلی از بازیکنان مطرح تنیس جهان، حتی مسابقات المپیک هم اهمیت ندارد، نمونهاش را در همین المپیک اخیر دیدیم. دومینیک تیم و خیلیهای دیگر نیامدند…
– دومینیک تیم کجای تنیس جهان قرار دارد؟
الان در بین ۱۰ نفر است…
– بله تاپ ۱۰ است؛ ولی شما ببینید چه کسانی در این مسابقات حاضر شدند؟ جوکوویچ، نادال و … . این عرق ملی است.
درست است، اما اجازه بدهید یک مثال دیگر بزنم. حتی راجر فدرر هم به جز اوایل دوران حرفهاش که در مسابقات دیویسکاپ حضور پررنگی داشت، از وقتی تبدیل به “راجر فدرر” شد دیگر تمرکزش را بر روی سایر مسابقات تنیس گذاشت؛ تا همین اواخر که با استن واورینکا موفق شدند، دیویسکاپ را ببرند و باز مسابقات ملی را کنار گذاشت…
ببینید حضور در دیویسکاپ یک امر شخصی است. مثلا نادال هر چهار گرند اسلم را برده ولی از آنطرف طلای انفرادی و دونفره المپیک و سه قهرمانی در دیویسکاپ را هم در کارنامهاش دارد. یا مثلا دلپوترو بمیرد هم از حضور در دیویسکاپ منصرف نمیشود. یک وقتهایی در تنیس حرفهای شما یک تیم برنامهریزی دارید، ۵۰ تا مشاور دارید و آنها به شما میگویند که اگر در فلان تورنمنت دیویسکاپ بازی کنی، این عواقب را برای شما دارد. بعد مینشینید و تصمیم میگیرید که آیا در دیویسکاپ بازی بکنید یا نه. در کل دیویسکاپ یک مسئله شخصی است. اندی ماری چرا در تمام دیویسکاپها حضور دارد؟
آقای احمدوند، من منظورم فرد مشخصی نیست؛ حرف من این است که دیویسکاپ در هیج جای دنیا به عنوان متر و معیار موفقیت تنیسبازان و فدراسیونها در نظر گرفته نمیشود. اگر قصد ما گام برداشتن در جهت رسیدن به سطح اول تنیس جهان است، سرمایه گذاری بر روی دیویسکاپ درست به نظر نمیرسد… به عنوان مثال، اگر بازیکنی از ایران بتواند برای اولینبار به یک مسابقات گرند اسلم راه پیدا کند بیشتر برای ما افتخار آمیز است یا حضور در گروه دوم دیویسکاپ؟ شما ببینید یک تنیسباز زن ترک به نام چالا بویوکاکچای اخیرا موفقیتهای بزرگی داشته؛ دو مرحله در رولند گروس بالا آمد و در یو اس اوپن هم در مرحله دوم به کویتووا باخت. موفقیتهای این بازیکن ترک بازتاب گستردهای در رسانههای جهان داشت، ولی اخبار دیویسکاپ به جز گروه جهانی و گروههای اول منطقهای، در بقیه بخشها به صورت خیلی محدود بازتاب پیدا میکند. همین نشان میدهد که اولویت اصلی ما شاید درست تعیین نشده…
– شما درباره چه سطحی از تنیس صحبت میکنید؟ همین خانم ترک را ما دو سال پیش در ترکیه دیدیم که در چلنجر ۲۵ هزار دلاری ازمیر اول شد. دولت ترکیه و هواپیمای ترکیش ایرلاین میلیونها دلار هزینه کردهاند! همین بازیکن مربی خصوصی دارد، بدنساز دارد، یک تیم پشت سرش هست که تازه به رده ۶۰-۷۰ جهان رسیده و در گرند اسلمها هم یک مرحله بالا میآید؛ ولی در تنیس جهان هم هیچ جایگاهی پیدا نکرده است.
بله، وقتی همین بازیکن بخواهد برای تیم ملی کشورش بازی کند، لازم نیست که در یک اردوی درازمدت حضور داشته باشد و یا مسابقات تدارکاتی برایش در نظر گرفته شود. یک هفته میآید بازی میکند و دوباره به تور برمیگردد…
– شما درباره تنیس آماتور دارید صحبت میکنید، آن تنیس، یک تنیس حرفهای است.
درست است، ولی صحبت من هم درباره برنامهریزی بلندمدت است. حرکت ما هم باید در آن مسیر باشد دیگر…
– ببینید جور نبود اسپانسر را دارد فدراسیون تنیس میکشد. شما یک بازیکن به من معرفی کنید که خودش مربی داشته باشد، برنامهریزی داشته باشد و در مسابقات خارجی شرکت کند.
خب شما بگویید چرا اینطور است؟ چاره کار چیست؟
– برای اینکه تنیس ما به سطحی نرسیده است که اسپانسر خصوصی به سراغ آن بیاید. تمرین درست، امکانات موجود و فرهنگ تنیس هنوز جای کار دارد. چرا در کشتی بازیکنان ما از یک مرحله که عبور میکنند به سطح جهانی میرسند؟ چون کشتی مال ماست، ولی تنیس که برای ما نیست.
همین کشورهای اطراف را ببینیم، ترکیه هم الان تعدادی زیادی تورنمنت در سال برگزار میکند…
– در ترکیه در سال 270 هفته مسابقه برگزار میشود. جوانان، نوجوانان، بزرگسالان، خانمها، آقایان. شما ترکیه را با ما مقایسه نکنید. چند تا از بهترین آکادمیهای تنیس دنیا در ترکیه است.
در حال حاضر مقایسه نمیکنیم، اما آیا برنامه دراز مدتی که ما داریم در آن جهت است؟
– در ترکیه هتلها آمدهاند اسپانسر تمام مسابقات شدهاند. برنامهریزی دارند. هتلها در سه ماه تابستان پر هستند و بقیهی سال خالی هستند. شما این اسپانسر را در اختیار تنیس ایران قرار دهید، ببینید 10 سال آینده چه اتفاقی برای تنیس ایران میافتد؟
این اتفاق به نظر شما چگونه باید رخ دهد؟
– نتیجهی این همه هزینهای که ترکیه کرده و نزدیک هزار هفته مسابقهای که برگزار شده، یک خانم است که در جدول ردهبندی جهانی شمارهی 60 دنیا است. یک چم ایلکل هم دارند که شماره 400 دنیا است. هفتهی گذشته با گو سوئدا بازی کرد که 0-6 و 2-6 باخت. نتیجهی 1000 هفته و 50 آکادمی معتبر تنیس دنیا که در ترکیه این است یک بازیکن در رده 50 دنیاست. پس به زور و مسابقات هم شما نمیتوانید چیزی داشته باشید.
خب اینها برنامههای بلند مدت هستند و شاید تا چند سال دیگر جواب بدهد ما نباید همان مسیر و روش را پیش بگیریم؟ آیا مشکل زیرساخت و زمین داریم؟
– ما مشکل زمین نداریم. مشکل اسپانسر داریم. مشکل منابع مالی داریم. فدراسیون چقدر میتواند هزینه کند؟
به نظر شما چرا اسپانسرها نمیآیند؟
– مگر آنهایی که اسپانسر دارند فدراسیون اسپانسر را برایشان آورده؟ یا خودشان اسپانسر دارند یا به جایی میرسند که مثلا نایکی و آدیداس میآیند اسپانسر اینها میشوند. آن هم چگونه؟ بازیکن یک مدیر برنامه اختیار میکند. میرود قرارداد میبندد با آدیداس و نایکی و بابولات و دو سال اسپانسر این بازیکن میشوند. هزینهی مربی، هتل و هزینهی هتل مربی را نیز میدهند. همین خانم رُزه (بازیکن رومانیایی در رده جوانان) الان هر هفته در مسابقات شرکت میکند و به نیمهنهایی ویمبلدون هم رسید. الان هم ما در هر تورنومنتی بازی کردیم او را دیدهایم. مدیر برنامه دارد و آدیداس اسپانسر او شده. وقتی با او صحبت میکردم و از او پرسیدم چه کسی شما را کمک میکند، میگفت وقتی من به نیمهنهایی ویمبلدون رسیدم، فدراسیون رومانی فقط آمد یک دوربین آورد و چند تا عکس با من گرفت. و گفت یک قوطی توپ هم تا به حال به من ندادهاند و همه چیز شخصی بوده.
پس مشکل مدیریتی است؟
– مشکل مدیریتی است، اما برای خود بازیکنان. شما ببینید الان اردوی تیم ملی که لغو میشود، خدا پدرشان را بیامرزد شاهین خالدان و امیروالا رفتند خارج از کشور مسابقه دادند. چه کسی تا به حال رفته با هزینه شخصی مسابقه دهد؟
خب باید برایشان بازدهی داشته باشد که بروند.
– باید بروند که به یک بازدهی برسند. اصلا امتحان هم نکردند.
یعنی اگر شرایط مالی هم داشته باشند، نمیروند؟
– نکردند. چه کسی رفته؟ به من بگویید. همهی کارها را ما داریم انجام میدهیم. این فرهنگ بازیکن ایرانی است. آقای بهروز کارگران چرا تا به حال نرفته است؟ الان یک اسپانسر پیدا شده و میگوید من همه هزینههای سفر آقای امیرحسین بادی را تقبل میکنم. تیم ملی هر جا برود آقای بادی هم میتواند برود. اسپانسر شخصی پیدا کرده. بقیهی بازیکنها هم بروند پیدا کنند. همین الان هم بخواهد برود سفر میتواند و مشکلی از این بابت ندارد. ولی خودشان هم کاری نمیکنند. آیا همهی کارهایشان را فدراسیون باید انجام دهد؟ منِ سعید احمدوند باید انجام دهم؟ من چهکارهام بروم برای بازیکن اسپانسر شخصی پیدا کنم؟ خودش باید این کار را بکند.
این فرق یک بازیکن داخلی با یک بازیکن خارجی است. اگر کسی دنبال چیزی باشد به آن خواهد رسید. همیشه فکر میکنند که یک نفر باید کاری برای آنها انجام دهد. این ذهنیت آنهاست. اولین مشکلی که برای صعود به مراحل بالاتر داریم، ذهنیت بازیکنهاست. یکی از بازیکنهای تیم ملی که اسمش را نمیآورم، هر وقت ما رفتیم سفر فکر کرده آمده هتل. همیشه ما در حد دست به یقه هر هفته با او مشکل داشتیم و بالاخره هم نتیجهاش را دید. اول باید ذهنیت خود را درست کنید تا بتوانی به مراحل بالاتر برسی. حالا امیدوارم که بتواند تغییری در طرز فکر و رفتارش ایجاد کند که بتواند در آینده مورد استفاده قرار گیرد.
یک سوال کلی، برای اینکه بتوانیم شور و شوق را در بین جوانانمان ایجاد کنیم، اگر چهرههای جهانی تنیس را برای مسابقات نمایشی به ایران بیاوریم برایمان خوب است؟
– من صد درصد مخالف این کار هستم. تنیس فقط با برنامهریزی جلو میرود. این که شما آقای X و Y را اینجا بیاورید و 50 هزار دلار به او بدهید، کوچکترین کمکی به تنیس ایران در آینده نخواهد کرد.
اگر مسابقاتی در حد ATP برگزار کنیم چطور؟ آیا مثلا مجموعه ورزشی انقلاب ظرفیتش را ندارد؟
هر چیزی برای تنیس میتواند مفید باشد.
مثلا به بازیکنان وایلد کارت داده شود. این برایشان انگیزه ایجاد نمیکند؟
شما روابط را با تمام کشورهای منطقه گستردهتر کنید. خودتان مسابقه برگزار کنید و از آنها وایلد کارت بگیرید و بازیکنتان برود آنجا بازی کند. این میشود تشویق کردن.
میدانیم که تنیس ورزش ستارههاست. به عنوان نمونه، بریتانیا که مهد تنیس دنیاست اگر اندی ماری اسکاتلندی نباشد، هیچ حرفی برای گفتن ندارند. ما چند سال پیش در فوتبال به دنبال بازیکنان دو رگه رفتیم و تقریبا هم جواب گرفتیم. امثال قوچاننژاد و … .
احتمالا تنیسباز به این شکل هم باید زیاد داشته باشیم…
– بله. من با الکساندر سارکیسیان صحبت کردم. رتبهاش حدود 200 در دنیاست. مشکل تنیسبازهایی که میخواهند برای ما بازی کنند، تغییر ملیتشان نیست. چون میتوانند با ملیت خودشان بازی کنند و عموما هم آمریکایی هستند. مشکل اینجا است که اگر آمد برای ایران بازی کرد، دیگر USTA به او فاند نمیدهد. اگر بخواهد مسابقه شرکت کند باید از جیبش خرج کند.
پس برنامهای برای این کار وجود داشته؟
– بله من با الکساندر سارکیسیان صحبت کردم. آن موقع که وحید میرزاده در سال 2012 بازیکن سال NCAA شد. میرزاده تنیس را در 26 سالگی کنار گذاشت و مربی شده است. با او هم دوباره صحبت کردم و او گفت که تنیس را کنار گذاشته. ولی من میدانم که او چه کیفیتی در بازی دوبل دارد. باز از او خواستم که برای بازی دوبل بیاید 1 ماه با ما تمرین کند چون دیگر فاندی از USTA نمیگیرد و رنکینگی ندارد. چون اسپانسر هم ندارد نمیتواند در مسابقات شرکت کند. به او ایمیل دادم اما هنوز جواب ایمیل دوم من را نداده. اگر میخواهید بدانید ما دنبال همهی اینها رفتیم. همین الان داریم جدول رنکینگ را هم میگردیم. شما هم که در تنیس فعالیت میکنید اگر کسی را پیدا کردید به ما بگویید و به ما کمک کنید.
یک نفر را در مسابقات دیویس کاپ امسال پیدا کردیم … هادی حبیب.
– هادی حبیب مادرش شیرازی است ولی پدرش لبنانی است. هادی حبیب چهکار کرده؟ همه که اینکار را انجام نمیدهند. او فاند USTA را کنار گذاشته و با هزینه شخصی در مسابقات بازی میکند. هادی حبیب این کار را برای لبنان کرده. کسی حاضر است این کار را برای ما بکند؟ ما او را دو دستی میگیریم. بغلش هم میکنیم.
بازی او را دیدید؟
– بله بازیکن 80 90 است و تنیسی که بازی میکند به راحتی در سطح 250 دنیاست. بسیار بازیکن خوبی است.
با او صحبت کنید شاید بیاید برای ایران بازی کند …
– نه دیگر دارد برای لبنان بازی میکند. اگر همین الان دیگر برای لبنان بازی نکند، دو سال دیگر میتواند برای ما بازی کند. لبنان صد درصد به او پیشنهادی داده است. چون مربی تیم ملی تنیس لبنان، برادر وزیر امور خارجه لبنان است. حتما پولهایی این وسط جابهجا شده که او حاضر شده برای لبنان بازی کند. ولی با اسم آمریکا بازی میکند. اگر بخواهد برای ما بازی کند، ما استقبال میکنیم. آنها دنبال روبرت فرح هستند که همین چند شب پیش داشت در دوبل مختلط گرند اسلم آمریکا بازی میکرد. او 2 سال دیگه تنیس را کنار میگذارد و لبنان میخواهد او را به خدمت بگیرد تا برای آنها در دیویسکاپ بازی کند.
سطح مربیگری و آموزش را در ایران چطور میبینید؟ کنفرانسی که در مهر ماه برگزار خواهد شد چه کمکی میتواند انجام دهد؟
– الان در سطح حرفهای دنیا، تونی نادال (مربی و عموی رافائل نادال) و جودی ماری (مادر اندی ماری) و … میآیند در سمینارهای مختلف شرکت میکنند. ATP واحدهای مربیگری دارد. تمام این افراد آنجا تدریس میکنند. هر چه که بیشتر باشد برای تنیس مفیدتر است.
میتوان مستر کلاس برگزار کرد و از مربیان بزرگ دنیا دعوت کرد که به ایران بیایند؟ این مسئله را برای تنیس کشورمان مثبت ارزیابی میکنید؟
– این از وظایف کمیته آموزش فدراسیون تنیس است. هر اقدامی که برای ارتقا سطح تنیس انجام شود خوب است. مثلا من میبینم در تنیس آپت آقای صدری، آقای بایو را آوردهاند و برای مربیان آکادمی آپت کلاسهای آموزشی برگزار کرده که یکسانسازی انجام شود. این کار درست و بسیار خوبی است و یکی از بهترین کارهایی است که یک باشگاه میتواند انجام دهد. امیدوارم مربیهایی که در این کلاسها هستند کارهایشان را انجام دهند؛ چون میدانم 80 درصدشان انجام نمیدهند. در صورتی که این کار عملی شود آنوقت تنیس پایه با آموزش بهتری بالا میآید. همین کار را باید فدراسیون تنیس انجام دهد.
یک اشکال دیگر که وجود دارد و من بارها به فدراسیون این موضوع را پیشنهاد دادم این است که مربیان دورههای بازآموزی ببینند و بعد کارت مربیگریشان تمدید شود. من مخالف تمدید کارت مربیان به صورت مستقیم هستم. چون خیلی از مربیها یک سبد جلویشان است و فقط توپ را به آن طرف زمین میاندازند. نه کتابی را ترجمه میکنند، نه مطلبی را میخوانند و نه مطلبی را ارائه میدهند. مربیان یک سری دورههای بازآموزی را باید بگذارنند، مقاله بنویسند و اگر نمرهشان به حد نصاب رسید با توجه به درجه مربیگریشان، کارتشان تمدید شود. به نظر من این نوع نحوه تمدید کارت مربیگری اشتباه و یک نقطه ضعف برای تنیس ایران است و این ایده را در حضور جناب آقای شایسته هم مطرح کردهام.
پخش مسابقات گرند اسلم و المپیک که از شبکه ورزش پخش میشود را چطور ارزیابی میکنید؟
– خیلی خوب است. علاقهمندان به ورزش تنیس را ده برابر میکند. مسابقه از این زیباتر مگر وجود دارد؟ از شانس ما در مسابقات تنیس آزاد امریکا هر موقع آقای صفتی رفتند که گزارش کنند، بعد از 3 گیم بازی به دلیل انصراف حریف به پایان رسید (میخندد). 4 مسابقه را پخش کردند 3 تای آن واک اور شد.

























