تنیس ایران در بازیهای آسیایی ناگویا ۲۰۲۶ با بهترین مهرههای خود حضور پیدا کرد، اما رویارویی با تنیسبازان باتجربه و سطح بالای آسیا بار دیگر فاصله موجود را آشکار کرد؛ فاصلهای که نباید مسئولیت آن را به دوش ملیپوشان گذاشت.
تنیسفا – حضور تنیس ایران در بازیهای آسیایی ناگویا از ابتدا با یک واقعیت روشن همراه بود؛ چهار نماینده ایران یعنی علی یزدانی، کسری رحمانی، ماندگار فرزامی و مشکاتالزهرا صفی وارد رقابتی شدند که بخش مهمی از بهترینهای تنیس آسیا را در خود جای داده است. ضمن اینکه ایران بیش از نیم قرن است در تنیس بازیهای آسیایی به مدال نرسیده و آخرین مدالهای این رشته به بازیهای تهران ۱۹۷۴ بازمیگردد.
نتایج ناگویا نشان داد که انتظار معجزه از این چهار تنیسباز چندان منطقی نبوده است. علی یزدانی در دور دوم انفرادی مقابل وو ییبینگ از چین قرار گرفت و با نتیجه ۶ بر یک و ۶ بر یک شکست خورد. اما برای ارزیابی این نتیجه باید حریف او را هم شناخت. وو در ردهبندی ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۶ نفر ۱۱۱ جهان بود و سابقه صعود تا رتبه ۵۴ جهان را دارد. او در سال ۲۰۲۳ با قهرمانی در دالاس به نخستین تنیسباز مرد چینی تبدیل شد که در یک تورنمنت ATP به قهرمانی میرسد؛ تنیسبازی با سابقه حضور مستمر در بالاترین سطح تور حرفهای که طبیعتاً از نظر تجربه مسابقه در سطح جهانی فاصله زیادی با نماینده ایران داشت.
شرایط مشکاتالزهرا صفی حتی دشوارتر بود. او پس از پیروزی در مسابقه نخست به جانگ شوای رسید؛ تنیسباز ۳۷ ساله و بسیار باتجربه چینی که در ردهبندی ۲۸ سپتامبر نفر ۵۷ انفرادی جهان بود و سابقه حضور در رتبه ۲۲ انفرادی را دارد. جانگ در بخش دوبل نیز تا رتبه دوم جهان بالا رفته و سه قهرمانی گرنداسلم در کارنامه دارد؛ از جمله قهرمانی اوپن استرالیا در سالهای ۲۰۱۹ و ۲۰۲۶ و یواس اوپن ۲۰۲۱. او همچنین در انفرادی سابقه رسیدن به یکچهارم نهایی اوپن استرالیا و ویمبلدون را دارد. صفی برابر چنین حریفی با نتایج ۶ بر یک و ۶ بر صفر شکست خورد؛ نتیجهای که بیش از هر چیز اختلاف میان دو سطح کاملاً متفاوت از تجربه حرفهای را نمایان کرد.
ماندگار فرزامی نیز پس از عبور از حریف ازبکستانی، مقابل جوانا گارلند از چین تایپه قرار گرفت و با نتایج ۶ بر یک و ۶ بر یک شکست خورد. گارلند در ردهبندی ۲۸ سپتامبر به رتبه ۱۴۳ جهان رسیده بود و بهترین رتبه دوران حرفهایاش ۱۱۷ است. او در سال ۲۰۲۵ از مرحله مقدماتی رولان گاروس به جدول اصلی رسید و تا دور دوم پیش رفت، در همان فصل نخستین نیمهنهایی خود در تور WTA را تجربه کرد و در سال ۲۰۲۶ نیز قهرمان تورنمنت WTA 125 کانبرا شد. گارلند علاوه بر این، سالها حضور مستمر در تور حرفهای و مجموعهای از عناوین ITF را در کارنامه دارد.
کسری رحمانی شاید یکی از متفاوتترین نمایشهای ایران را داشت. او مقابل تیموفی اسکاتوف قزاقستانی، تنیسبازی که در رده ۱۹۹ جهان قرار داشت و بیش از ۶۰۰ پله بالاتر از رحمانی بود، ست نخست را ۶ بر ۲ برد، اما در دو ست بعدی با نتایج ۶ بر ۳ شکست خورد. این مسابقه، حتی با وجود حذف نماینده ایران، نمونهای بود از اینکه ملیپوشان ایران برای تسلیم شدن به ناگویا نرفتهاند و تا جایی که توان و امکانات فنیشان اجازه داده، جنگیدهاند.
کنار هم قرار دادن این چهار مسابقه نکته مهمی را روشن میکند. نمایندگان ایران فقط مقابل چند تنیسباز آسیایی شکست نخوردند؛ آنها با رقبایی روبهرو شدند که تجربه حضور در گرنداسلمها، تورهای ATP و WTA و مسابقات حرفهای سطح بالا را دارند. این همان فاصلهای است که با تلاش فردی یک تنیسباز یا چند اردوی کوتاه مدت از بین نمیرود. ملیپوشان ایران نهایت تلاش خود را در زمین انجام دادند، اما وقتی یک طرف بهطور مستمر در چرخه حرفهای جهان مسابقه میدهد و طرف دیگر فرصت بسیار محدودتری برای حضور در آن سطح دارد، اختلاف دیر یا زود در نتیجه و کیفیت مسابقه خودش را نشان میدهد.
بنابراین سادهترین و شاید ناعادلانهترین واکنش این است که مسئولیت این نتایج به گردن تنیسبازان گذاشته شود. شواهد مسابقات چنین برداشتی را تأیید نمیکند. نمایندگان ایران نهایت تلاش خود را کردهاند و در مواردی مانند مسابقه رحمانی برابر اسکاتوف حتی توانستهاند حریفی با جایگاه جهانی به مراتب بالاتر را برای مدت قابل توجهی تحت فشار قرار دهند. مسئله اصلی را باید فراتر از عملکرد چهار ورزشکار جستوجو کرد؛ در میزان مسابقات بینالمللی، ساختار استعدادیابی، امکانات تمرینی، سرمایهگذاری، حضور مستمر در تورهای حرفهای و مسیری که یک استعداد ایرانی باید برای تبدیل شدن به یک تنیسباز سطح اول طی کند.
زنان ایران؛ دو پیروزی خوب، اما آیا واقعاً «تاریخسازی» بود؟
پیروزیهای مشکاتالزهرا صفی و ماندگار فرزامی در دور نخست انفرادی را نباید نادیده گرفت. ثبت نخستین بردهای تنیس زنان ایران در بخش انفرادی بازیهای آسیایی پس از انقلاب، یک اتفاق قابل توجه و مثبت برای تنیس زنان ایران است؛ به ویژه برای دو تنیسبازی که در مقایسه با بسیاری از رقبای آسیایی امکانات و تجربه بینالمللی محدودتری در اختیار داشتهاند.
با این حال، میان «ثبت یک رکورد تازه» و استفاده از تعبیر بزرگی مانند «تاریخسازی» تفاوت وجود دارد. دو پیروزی در دور نخست ارزش خود را دارد، اما وقتی هر دو نماینده ایران در مرحله بعد با فاصلهای محسوس برابر حریفان سطح بالاتر متوقف میشوند، شاید بهتر باشد در توصیف ابعاد این موفقیت با احتیاط بیشتری صحبت کرد. تاریخسازی در معنای جدیتر آن زمانی معنا پیدا میکند که تنیس زنان ایران بتواند به مراحل بالاتر برسد، یک مدعی بزرگ آسیایی را کنار بزند یا خود را به محدوده رقابت برای مدال نزدیک کند؛ اتفاقی که تا این مرحله در ناگویا رخ نداده است.
این نگاه البته چیزی از ارزش تلاش صفی و فرزامی کم نمیکند. برعکس، نتایج آنها نشان میدهد با وجود فاصله امکانات و تجربه، تنیسبازان ایرانی برای استفاده از فرصت موجود جنگیدهاند. نقد اصلی باید متوجه شرایطی باشد که باعث شده فاصله تنیس زنان ایران با قدرتهای اصلی شرق آسیا همچنان اینقدر زیاد بماند، نه متوجه تنیسبازانی که با امکانات موجود وارد زمین شده و نهایت تلاش خود را کردهاند.
همین نگاه درباره نخستین حضور دونفره مختلط پس از انقلاب نیز صادق است. ثبت حضور پس از چند دهه میتواند یک نکته تاریخی باشد، اما حضور در یک جدول مسابقات نباید به جای موفقیت ورزشی نشانده شود. برای یک تیم ملی، حضور در مواد مختلفی که امکان شرکت در آنها وجود دارد باید قاعده باشد، نه استثنا.





















